سبد خرید

سبد خرید خالی است

آناتومی بدن انسان — مقدمه: از سلول تا دستگاه

آموزش ها

آموزش هانوشته رضا ربانی۲۲ مرداد ۱۴۰۵
آناتومی بدن انسان — مقدمه: از سلول تا دستگاه
آناتومی پیش از آنکه فهرستی از نام استخوان‌ها باشد، زبانی است برای اشاره به جای دقیق چیزها در بدن. مقدمهٔ مجموعهٔ آموزش آناتومی: تفاوت آناتومی و فیزیولوژی، چهار شاخهٔ آناتومی، سطوح سازمان‌یابی بدن از سلول تا دستگاه، حفره‌های بدن، وضعیت تشریحی، سه صفحهٔ فرضی و اصطلاح‌های جهت‌یابی — همراه با چهار نمودار اختصاصی.

وقتی کسی می‌گوید «درد از ناحیهٔ زیر دنده‌های سمت راست شروع می‌شود»، در واقع دارد از یک زبان مشترک استفاده می‌کند؛ زبانی که سه هزار سال است پزشکان برای اشاره به جای دقیق چیزها در بدن ساخته‌اند. بدون این زبان، هر توصیفی از بدن به «این‌جا» و «آن‌جا» و اشارهٔ دست ختم می‌شود.

آناتومی پیش از آنکه فهرستی از نام استخوان‌ها باشد، همین زبان است. این مقدمه به پایه‌های آن می‌پردازد: بدن از چه سطوحی ساخته شده، اندام‌ها در کدام فضاها جای گرفته‌اند، و با چه اصطلاح‌هایی می‌توان موقعیت هر جزء را بدون ابهام توصیف کرد.

آناتومی چیست و با فیزیولوژی چه تفاوتی دارد؟

آناتومی یا کالبدشناسی (Anatomy) دانش مطالعهٔ ساختمان بدن است؛ اینکه هر عضو چه شکل و اندازه‌ای دارد، از چه اجزایی ساخته شده، کجا قرار گرفته و با کدام اندام‌ها همسایه است.

فیزیولوژی (Physiology) دانش مطالعهٔ کار بدن است؛ اینکه هر عضو چه وظیفه‌ای دارد و کارش چگونه با کار اندام‌های دیگر هماهنگ می‌شود.

تفاوت این دو را می‌توان چنین خلاصه کرد: آناتومی می‌گوید قلب چهار حفره دارد و پشت جناغ سینه و کمی متمایل به چپ قرار گرفته است؛ فیزیولوژی می‌گوید این چهار حفره با چه ترتیبی منقبض می‌شوند تا خون در بدن بچرخد. هیچ‌کدام بدون دیگری کامل نیست، اما ترتیب یادگیری همیشه از آناتومی شروع می‌شود — چون تا ندانیم چیزی کجاست و چه شکلی است، نمی‌توانیم بفهمیم چه می‌کند.

اگر مطالعه محدود به ساختمان یک بخش مشخص از بدن باشد، به آن آناتومی موضعی می‌گویند.

آناتومی به چند شاخه تقسیم می‌شود؟

بسته به اینکه بدن را با چه ابزاری و از چه زاویه‌ای نگاه کنیم، چهار شاخهٔ اصلی شکل می‌گیرد:

  • آناتومی ماکروسکوپی — مطالعهٔ ساختارهایی که با چشم غیرمسلح و بدون میکروسکوپ دیده می‌شوند؛ استخوان‌ها، ماهیچه‌ها، اندام‌های بزرگ.
  • آناتومی میکروسکوپی — مطالعهٔ بدن با میکروسکوپ. شاخهٔ شناخته‌شدهٔ آن بافت‌شناسی (Histology) است که ساختار بافت‌ها را در مقیاس سلولی بررسی می‌کند.
  • آناتومی تکاملی — بررسی تغییرات بدن از پیش از تولد تا سالخوردگی. همین شاخه توضیح می‌دهد چرا استخوان‌های جمجمهٔ نوزاد هنوز به هم جوش نخورده‌اند.
  • آناتومی مقایسه‌ای — مقایسهٔ ساختار بدن انسان با جانوران دیگر.

در کنار این تقسیم‌بندی، دو روش برای سازمان‌دادن به مطالعه وجود دارد. در روش دستگاهی (Systematic) هر دستگاه به‌طور مستقل و از ابتدا تا انتها بررسی می‌شود — مثلاً دستگاه عصبی شامل مغز، نخاع و اعصاب. در روش موضعی یا ناحیه‌ای (Regional) بدن به چند ناحیه — سر و گردن، تنه، اندام‌های فوقانی و اندام‌های تحتانی — تقسیم می‌شود و همهٔ ساختارهای یک ناحیه با هم مطالعه می‌شوند. جراحان معمولاً ناحیه‌ای فکر می‌کنند و دانشجویان سال اول معمولاً دستگاهی می‌آموزند.

بدن از چه سطوحی ساخته شده است؟

بدن انسان یک تودهٔ یکپارچه نیست؛ ساختاری لایه‌لایه دارد که هر لایه از کنار هم قرار گرفتن لایهٔ پیش از خود ساخته می‌شود:

نمودار سطوح سازمان‌یابی بدن انسان: سلول، بافت، عضو، دستگاه، بدن

  • سلول — کوچک‌ترین واحد سازمان‌یافتهٔ بدن که به‌تنهایی توانایی ادامهٔ حیات دارد.
  • بافت — مجموعه‌ای از سلول‌های هم‌شکل که وظیفهٔ مشخصی را دنبال می‌کنند. بدن چهار گروه اصلی بافت دارد: پوششی، پیوندی، عصبی و عضلانی.
  • عضو یا اندام — مجموعه‌ای از چند بافت که با هم یک کار را انجام می‌دهند؛ مانند قلب یا معده.
  • دستگاه — مجموعه‌ای از چند عضو که در یک زنجیرهٔ کاری شریک‌اند؛ مانند دستگاه گوارش یا دستگاه تنفس.

یک مثال این زنجیره را روشن می‌کند: سلول ماهیچه‌ای کنار سلول‌های هم‌نوع خود بافت ماهیچه‌ای معده را می‌سازد؛ این بافت همراه با بافت پوششی و پیوندی، عضو معده را می‌سازد؛ معده در کنار مری، روده و کبد دستگاه گوارش را تشکیل می‌دهد؛ و دستگاه گوارش در کنار ده دستگاه دیگر، بدن را.

حفره‌های بدن کجا هستند؟

اندام‌های داخلی بدن آزادانه شناور نیستند؛ هر کدام در فضایی محصور به نام حفره جای گرفته‌اند که هم از آن‌ها محافظت می‌کند و هم جای‌شان را ثابت نگه می‌دارد.

نمودار حفره‌های اصلی بدن انسان: جمجمه‌ای، مهره‌ای، سینه‌ای، شکمی و لگنی

  • حفرهٔ جمجمه‌ای — استخوان‌های سر آن را می‌سازند و از بخش اعظم دستگاه عصبی مرکزی، یعنی مغز و مخچه، محافظت می‌کند.
  • حفرهٔ مهره‌ای — این حفرهٔ باریک و طویل از روی هم قرار گرفتن سوراخ مهره‌های ستون فقرات شکل می‌گیرد و نخاع در آن جای دارد.
  • حفرهٔ سینه‌ای — قفسهٔ سینه که از دنده‌ها، مهره‌های پشتی و جناغ سینه ساخته شده و از قلب و شش‌ها حفاظت می‌کند.
  • حفرهٔ شکمی ـ لگنی — بزرگ‌ترین حفرهٔ بدن که احشا را در خود جای می‌دهد؛ بخش بالایی آن شکمی است (معده، روده، کبد) و بخش پایینی آن لگنی.

مرز میان حفرهٔ سینه‌ای و حفرهٔ شکمی را ماهیچه‌ای گنبدی‌شکل به نام دیافراگم می‌سازد؛ همان ماهیچه‌ای که با انقباض و شل شدنش تنفس انجام می‌شود.

وضعیت تشریحی: نقطهٔ صفر توصیف بدن

یک مشکل عملی وجود دارد: بدن حرکت می‌کند. اگر کسی دستش را بالا ببرد، آنچه پیش‌تر «پایین‌تر» بود حالا «بالاتر» است. برای اینکه توصیف‌ها به وضعیت لحظه‌ای بدن وابسته نباشند، کالبدشناسی یک حالت مرجع ثابت تعریف کرده است.

در وضعیت تشریحی (Anatomical Position) بدن راست و به حالت خبردار ایستاده، صورت رو به جلو، دست‌ها در طرفین بدن و کف دست‌ها متوجه جلو است. هر توصیفی در آناتومی نسبت به همین وضعیت گفته می‌شود — حتی وقتی بیمار دراز کشیده باشد. این قرارداد ساده جلوی بیشتر سوءتفاهم‌ها را می‌گیرد.

سه صفحهٔ فرضی بدن

برای آنکه بتوان از برش‌ها و نیمه‌های بدن حرف زد، سه صفحهٔ فرضی تعریف شده که بر هم عمودند:

سه صفحهٔ فرضی بدن: ساژیتال، کرونال و عرضی

  • صفحهٔ ساژیتال یا سهمی (Sagittal Plane) — بدن را به دو نیمهٔ راست و چپ تقسیم می‌کند. هر عضوی که به این خط نزدیک‌تر باشد داخلی یا میانی (Medial) و هرچه از آن دورتر باشد خارجی یا جانبی (Lateral) خوانده می‌شود. در پا، انگشت شست میانی است و انگشت کوچک جانبی.
  • صفحهٔ کرونال یا تاجی (Coronal Plane) — صفحه‌ای عمودی که از شانه‌های راست و چپ می‌گذرد و بدن را به دو بخش جلویی یا قدامی (Anterior) و عقبی یا خلفی (Posterior) تقسیم می‌کند. جناغ سینه قدامی است و مهره‌های کمری خلفی.
  • صفحهٔ عرضی یا افقی (Transverse Plane) — بدن را به دو بخش بالایی و پایینی تقسیم می‌کند و می‌تواند از هر ارتفاعی بگذرد. اندام‌های بالاتر فوقانی (Superior) و اندام‌های پایین‌تر تحتانی (Inferior) نامیده می‌شوند.

اصطلاح‌های جهت‌یابی

در ادامهٔ همان سه صفحه، مجموعه‌ای از اصطلاح‌ها موقعیت اندام‌ها را نسبت به یکدیگر توصیف می‌کنند. این‌ها همیشه نسبیاند: هیچ نقطه‌ای به‌تنهایی «پروکسیمال» نیست، بلکه نسبت به نقطه‌ای دیگر پروکسیمال است.

اصطلاح‌های جهت‌یابی در آناتومی: فوقانی، تحتانی، قدامی، خلفی، میانی، جانبی، پروکسیمال و دیستال

  • فوقانی (Superior) و تحتانی (Inferior) — بالاتر و پایین‌تر.
  • قدامی (Anterior) و خلفی (Posterior) — جلوتر و عقب‌تر. گاهی به‌جای آن‌ها ونترال (Ventral) به معنی شکمی و دورسال (Dorsal) به معنی پشتی به کار می‌رود.
  • میانی (Medial) و جانبی (Lateral) — نزدیک‌تر به خط وسط بدن و دورتر از آن.
  • پروکسیمال (Proximal) و دیستال (Distal) — نزدیک‌تر به تنه و دورتر از آن. آرنج نسبت به مچ پروکسیمال است و نسبت به شانه دیستال.
  • جمجمه‌ای (Cranial) و دمی (Caudal) — به‌سمت سر و به‌سمت اندام‌های تحتانی.
  • سطحی و عمقی — نزدیک‌تر به سطح پوست و دورتر از آن.
  • پالمار (Palmar) کف دست و پلانتار (Plantar) کف پا؛ روی دست و روی پا در هر دو مورد دورسال خوانده می‌شود.

در فصل‌های بعد

آنچه تا این‌جا گفته شد، چارچوبی است که بقیهٔ آناتومی درون آن معنا پیدا می‌کند. در فصل‌های بعد همین چارچوب روی دستگاه‌های بدن پیاده می‌شود — از دستگاه استخوانی و عضلانی گرفته تا گوارش، تنفس و گردش خون.

این نوشته بخشی از مجموعهٔ آموزش آناتومی کیمیاگر ایرانی است و جنبهٔ آموزشی دارد؛ جایگزین آموزش رسمی یا مشاورهٔ پزشکی نیست. منبع متن: کتاب آناتومی، گروه دانشجویان امیری. نمودارها بر پایهٔ همان متن و به‌صورت اختصاصی برای این مجموعه ترسیم شده‌اند.

نسخهٔ این مقاله

اقلام نام‌برده‌شده را یک‌جا تهیه کنید

۵ قلم

جمع اقلام انتخاب‌شده

۶۶۹٬۰۰۰ تومان

دیدگاه‌ها